گودرزی: «سووشون» و «بامداد خمار» بیشتر تصویرسازی متن‌اند تا اقتباس واقعی

تبلیغات بنری

ریحان رفیعی- به گزارش خبرنگار حوزه فرهنگ و هنر در -؛ همزمان با ظهور موج جدید اقتباس از رمان های ایرانی در سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، بحث دیرینه وفاداری یا بازآفرینی بار دیگر به یکی از چالش های اصلی تولید آثار تجسمی تبدیل شد. آیا این اقتباس صرفاً انتقالی از متن به تصویر است یا بازتفسیری خلاقانه از دنیای داستان؟ سوالی که پاسخ آن کیفیت سریال های اقتباسی بسیاری را در سال های اخیر مشخص کرده است.

جعفر گودرزی منتقد سینما در این گفت وگو به ارزیابی نسبت اقتباس، نوستالژی و زبان تصویر در نمونه های اخیر می پردازد.

انطباق ترجمه نیست. بازآفرینی است

-: آیا آن را اقتباسی از یک اثر ادبی وفادار به متن داستان می دانند یا نقل قول؟

گودرزی: اقتباس، به عبارت دقیق تر، ترجمه نیست. این یک توضیح است. رمان در دنیای زبان، ذهن و تصویر، در جهان زمان، مکان و بدن عمل می کند. این تفاوت اساسی نه تنها وفاداری خط به خط را به یک فضیلت تبدیل می کند، بلکه اغلب به مانعی برای داستان سرایی بصری تبدیل می شود. اخلاص تا جایی ارزشمند است که به روح اثر وفادار بماند، نه به شکل زبانی آن. از نقطه‌ای به بعد، اصرار بر بازآفرینی جزئیات روایی، مونولوگ‌های درونی و توصیف‌های ادبی، تصویر را به چیزی بین کمیک بوک و تله‌تئاتر تقلیل می‌دهد. در این مرحله، اقتباس از بازآفرینی فاصله می‌گیرد و به بازگویی بی‌ضرر می‌رود. اقتباس، تفریح ​​است، نه تعهد اخلاقی به متن. وفاداری زمانی به یک مسئولیت تبدیل می شود که یک کارگردان به جای خلق درام بصری به دنبال احترام به روایت باشد.

ترس از مخاطبی که سریال سوچون و بید خمار را می خواند. به نسخه رمان نزدیک است

-: این میزان از صداقت و اختراع را در آثاری که اخیراً اقتباس شده‌اند، به‌ویژه در سریال‌های «سوچون» و «بی محمد خمر» چگونه ارزیابی می‌کنید؟

گودرزی: آنچه در این آزمایش‌ها بیشتر به چشم می‌آید، احتیاط شدیدی است که متون در دور شدن از متن نشان می‌دهند. این آثار بیشتر به بازنمایی وفادار روایت نزدیک هستند تا اقتباسی. در بسیاری از لحظات، به جای انتخاب دیدگاه جدید، بازتعریف چشمگیر شخصیت ها، یا فشرده سازی خلاقانه روایت، بهتر است به سادگی متن را روشن کنیم. نتیجه از دست دادن استقلال رسانه تصویر است. اقتباس واقعی زمانی اتفاق می افتد که اثر اقتباسی هویت روایی مستقلی داشته باشد، حتی بدون اطلاع قبلی خواننده. این چیزی است که هنوز در این نمونه ها به طور کامل به دست نیامده است. ترس از واکنش مخاطب کتاب‌خوان، سناریوها را به نسخه روایی نزدیک‌تر می‌کند و بیشتر از نقل قول واقعی، متن توضیحی را می‌بینیم.

اقتباس یک کتاب نباید به مصرف نوستالژیک محدود شود

-: آیا محبوبیت یک رمان می تواند معیار خوبی برای انتخاب آن برای اقتباس باشد؟

گودرزی: مطلقا نه. محبوبیت درام را تضمین نمی کند. بسیاری از رمان‌های پرفروش به شدت بر نثر، ذهنیت و شکست در تصاویر متکی هستند. محبوبیت، حافظه جمعی و فروش بالا امتیاز هستند نه معیار. یک اثر باید بر اساس توانایی نمایشی آن انتخاب شود. عناصری مانند توانایی دراماتیزه کردن تضادها، امکان تبدیل کار درونی به اثر بیرونی، شخصیت‌های چندلایه و ارتباط اثر با مسائل معاصر. در غیر این صورت سازگاری به مصرف نوستالژیک تبدیل می شود. پروژه ای امن، اما نه لزوماً خلاقانه.

«سوچون» و «بمد خمر»; از نظر بازار قابل درک است اما برای هنر لازم نیست

-: اگر بخواهیم «سوچون» و «خامر دیوانه» را در زمان خود ارزیابی کنیم، به چه نکاتی می رسیم؟

گودرزی: «سوچون» از نظر سطح نگارش و جایگاه تاریخی آن اثری جدی و تأثیرگذار است. رمانی که در زمان خود صدای مقاومت، هویت و جراحت جمعی بود، اما اقتباس از آن امروز، بدون تفسیر مجدد معاصر، خطر تبدیل شدن به موزه را در پی دارد. مشکل از سن کار نیست. مسئله این است که آیا قرائت امروزی از مناسبات قدرت، زنان، سیاست و اخلاق در آن فعال شده است یا خیر؟ «بومد خمر» بیش از یک اثر ادبی پیچیده، رمانی احساسی است که بر اساس نوستالژی احساسی ساخته شده است. قدرت آن در حافظه جمعی و ملودرام عاشقانه نهفته است نه در عمق ساختاری. اگر اقتباس از چنین اثری شخصیت زن و روابط اجتماعی را بازتعریف نکند، به راحتی به بازتولید یک ملودرام آشنا و امن تبدیل خواهد شد. بنابراین انتخاب این دو اثر از نظر بازاری قابل درک است، اما از منظر ضرورت هنری، جسارت بیشتری را در بازخوانی می طلبید.

یک ویرایش باید شجاعت صحبت کردن با متن را داشته باشد

-: در نهایت، آیا تغییرات اخیر را بیشتر در جهت توسعه زبان تصویر می‌دانید یا بازتولید نوستالژی؟

گودرزی: مصرف نوستالژیک بیشتر. نام های آشنا جایگزین ریسک های خلاقانه شده اند. اقتباس های مدرن به جای اینکه به توسعه زبان تصویر کمک کنند، تمایل به بازتولید نوستالژی کنترل شده دارند. حداکثر خلاقیت زمانی است که ویرایش آماده «نه» گفتن به متن باشد. حاضر باشید بخشی از مخاطبان کتاب را از دست بدهید، روایت را به نفع تصویر تغییر دهید و از احترام به متن و وارد شدن به گفتگو با آن فراتر بروید. جایی که اثر اقتباسی نه در سایه رمان، بلکه در کنار آن قرار دارد. نه به عنوان یادآوری گذشته، بلکه به عنوان یک روایت زنده در زمان حال.

انتهای پیام/

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری borna

دیدگاهتان را بنویسید