مزارع به گفته خبرنگار گروه فرهنگ و هنر -: من برای پوشاندن 37 مین جشنواره کودکان و نوجوانان به اصفهان رفته بودم ، اما ذهن من از ابتدا با چیز دیگری اشغال شده بود. فراتر از جشنواره ، در قلب متن تاریخی شهر ، آیین ها زنده هستند. آیین هایی که قرن ها ساکت مانده اند. یعنی “دین شجاع”.
از درب چوبی به قلب
در طی یکی از اقامتگاه هایم ، مسیر من به خیابان مسجد الشید رسید و من با کتاب هایی روی سرش به یک چوب چوبی رسیدم. نسبتاً جدید اما با فضای داخلی قدیمی. دنیای عزت ، تاریخ و آموزش روح. اولین چیزی که توجه من را به خود جلب کرد ، ورودی کوتاه درب دوم بود. شما مجبور بودید برای ورود به پایین خم شوید. وی در یک پست وبلاگ با عنوان “Fadkhalo Aswad Amin” نوشت … و این اولین درس قهرمانانه است. فروتنی صدای زنگ ها و گرمای شومینه برقی به همراه ریتم همه چیز نشان می داد که نه تنها مکانی برای ورزش بلکه مکانی برای ریاضت و ریاضت است.
قهرمانان می رسند. احترام من به او
ساعت نه عصر عصر ، من به قول آقای سولیمانی ، صاحب زخانا به آنجا رسیدم. یکی از مردان می آمد ، ساکت و فروتن بود. نه مستقیماً به چشمان دیگری نگاه نکرد. نوعی احترام و احترام در فضا وجود داشت. من روی سکوی سنگی نشستم و آماده سازی ها را تماشا کردم. صدای سلام ، برق چراغ های زیر نور چراغ ها ، گرمای نبض ، نوید آغاز مراسم را داد.

استاد و فاتح ؛ قلب ضرب و شتم سوراخ
سپس آقای اومید آتای مرسی با صدای گرم و چشمانی که به نظر می رسید هزار خاطره از قلب را دیده است وارد شد. قبل از شروع ، همه از او خواستند که ترک کند. یک گام ساده اما معنی دار ؛ یعنی هیچ حرکتی را بدون اجازه و احترام شروع نکنید. استاد در موقعیت خود نشست. در کنار دست او مرد جوانی بود که ضرب دوم را بازی می کرد. بخاری برقی برای گرم نگه داشتن پوست و صدای آن پر جنب و جوش تر به پوست نزدیک شد.
اولین سکته مغزی بازی کرد ، هوا لرزید. زنگ در فاصله مشخصی پاسخ داد. این مکالمه زنگ دارای یک فلسفه عمیق و عجیب است. هر زنگ و قدرت نشانه یک قهرمان در زخانیه است. این زنگ نمادی از آگاهی است و ما را از بیداری در میان احساسات یادآوری می کند. هر زنگ به معنای یادآوری خدا و تمام اقتدار تقدیس قصد قبل از حرکت است.

گودال خاکی ؛ میدان فروتنی
هنگامی که ورزشکاران غلات وارد سوراخ شدند ، هر یک از آنها دست راست خود را بلند کردند ، کاغذ را گرفتند ، خاک را با همان دست لمس کردند و آن را بوسیدند. بوسه روی زمین به معنای فروتنی است که زمین ، علیه سنت و علیه گذشته را بپذیرید. گودال زرکانا یک دایره رس است که نمادی از زمین و تولد است. از نظر فرهنگی ، این گودال نبرد نمادین است که در آن انسان با دشمن می جنگد بلکه روح خودش است. حرکات منظم ، ریتمیک و دقیق ورزشکاران در این مدار یک رقص آیینی و ترکیبی از بدن و روح ، قدرت و فروتنی را برانگیخته است.

سلسله مراتب قهرمانانه. از ادبیات گرفته تا مردانگی
در فرهنگ زرکانا ، سلسله مراتب دقیقی وجود دارد. پیشگامان روی یک سکوی بالاتر می نشینند و نوجوانان در سطح پایین تر می نشینند. این طبقه بندی فقط مبتنی بر قدرت نیست. پلیس و وفاداری نیز معیارهایی هستند. از “شورش” و “نوجوان” گرفته تا “پیشگام” و “جانباز” ، همه در راه ادبیات و مردانگی هستند. قبل از بازو ، در زبان و قلب است. جمله ای که روی دیوار باغ نوشته شده است آمده است: “زبان خردمند پشت قلب آن است ، و قلب بی احتیاط پشت زبانش است.” در زاویه دیگر: “از بخشش شرمنده نشوید ، زیرا کمتر محروم نیست.”
از بابازی گرفته تا کابادکاشی ، رقص آیینی در خی
این ورزش با “Papazi” آغاز شد. حرکات ریتمیک پاها در یک دایره هماهنگ. ریشه این حرکات به تمرینات رزمندگان ایرانی باستان برمی گردد. در وسط ، یک نوجوان نازک تر وارد سوراخ شد و همه چشم ها را با یک چرخش نرم و دقیق گرفت. حرکات او مانند شعر بود. بین زمین و هوای معلق. سپس استاد دیگری وارد شد و مسابقات آغاز شد. هر نوبت توسط گذشته ، به بوریا و والی ، به کسانی که جوانمردی بالاتر از اقتدار می دانستند ، دریافت شد.

در وسط آیین ، آقای آتی با لبخندی به من نگاه کرد و گفت: “خانم کشوارز میهمان ما از آژانس خبری – است …” سپس او زنگ را زنگ زد و نام من را چندین بار صدا کرد و برای من توضیح داد که هر جنبش و هر شعر چیست و ورزشکاران با Salavat حضور دارند.
موسیقی آیینی ؛ ریشه ها را ضرب کنید
موسیقی استاد موسیقی این آیین است. به گفته هوسانگ جاوید ، یک محقق موسیقی ایرانی ، علائم باستانی ژیمناستیک حتی در دوران ساسان وجود دارد ، و مهری مردی را نشان می دهد که دو سنگ را بر روی زانو بلند می کند ، تقریباً مانند تصویری که امروز در زخهان می بینیم.
این استمرار فرهنگی نشانگر عمق ریشه های قهرمانی در روح ایرانی است. پس از اسلام ، سنت ورزش و اخلاق در رباط و بندر ادامه یافت. جایی که جوانان هم ورزش و هم اخلاق بود. ال زرهخانا در واقع یک مدرسه آموزشی برای “Ayers” بود. مردانی که در میدان نبرد و زندگی به نام عدالت و آزادی ایستاده بودند.

ضرب و شتم و زنگ
سپس ورزشکاران تمایل را به دست آوردند و شروع به ضربه زدن کردند. سپس شنا برای آقای سلیمانی ، المزار و الزور با استفاده از تخته یا هیئت مدیره گوش دادن انجام شد و ورزشکاران به طور مرتب قرار می گرفتند. سرانجام ، دانه وارد مرکز سوراخ شد ، چرخید ، صورت خود را بلند کرد و رفت تا جایگزین شود.
چند نفر نیز از این آیین خارج شدند. صدای ترکیبی و هماهنگ از زنگ و تایمر بسیار جذاب بود. “کابادا” به معنای واقعی کلمه به معنای “کمان صاف و سست” است و به عنوان نمادی از کمان های جنگجو شناخته می شود. ظاهر قوس غیر شایع است و یک ورزش و ورزش خوب است.
سنت های زنده در قلب شهر مدرن
پس از اتمام آیین ، مردان قهرمان از گودال بیرون آمدند ، تعظیم کردند و برای مقامات فرستاده شدند. یک سکوت کوتاه در فضا وجود داشت ، سپس مکالمات آرام بلندتر شد. معلم زنگ را از پشت میکروفون زنگ زد و گفت: “برای سلامت زنی که به خبر آمد ، مدیر این زخانا و خانواده های شما دعا کنید …” نجات که فضا را پوشانده بود نشانه احترام و زندگی این سنت بود.
در قلب اصفهان ، که این روزها پر از چراغ و تابلوهای تبلیغاتی برای جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان است ، این آیین بی نظیر است. مکانی که قدرت در آن ملاقات می کند و صداها ساکت هستند.
بازگشت از سوراخ ، بازگشت به خود
وقتی زخخان را ترک کردم ، نسیم خنک اسفان صورتم را نوازش می کرد. صدای ضربه هنوز در گوش من بود. فهمیدم که در اینجا فقط مکانی برای ورزش نیست. این معبد روح ایرانی است. جایی که شخصی هر بار به یاد می آورد که قهرمان بودن به معنای فروتن بودن است.
علی گلی آقا ، در تمام سادگی ، کمی منفی از فرهنگ بزرگ است. فرهنگی که هنوز هم بین سنگ ها ، زنگ ها و خاک شکسته می شود.
پایان پیام/
